مدارک پست شد!!!

Why...!!! Posting my documents to Warsaw costs me an arm and a leg!!!! (446.95 Aus $) GOD please help me to find a job to survive and save money to go to Canada!!!! ...with all these money I have spent for this   """"پروسه بی معنی و طولانی مدت مهاجرت به کانادا""""  during the last months I was able to go home and come back :-((

 

 

225.00    Aus $      Australian fingerprint and posting it to Warsaw
250.00    Aus $      Last payment to my immigration agent
675.00   Aus $       Medical and insured DHL to Australia
630.00   Aus $       Right of residence fee and transaction fees to have a Canadian checque and
                            posting it with TNT from Toronto to Warsaw
447.00   Aus $       For posting the passport and other requested documents and returining it to 
                            Australia
 with insured DHL

------------------
2227.00      Aus $

نتیجه گیری اخلاقی :

۱- اگر می خواهید بروید کانادا دیگه استرالیا نیاید که قیمت همه چی فوق العاده گرونه ..
۲ - یک PR کافیه ...چرا کلکسبون درست میکنی؟؟؟؟!!!!


 این هم یک لینک برای مشخصات عکس هایی که باید بفرستید ..فقط یادتون نره که باید یک جور باشند و با عکس پاسپورت هم فرق کنند:

http://www.cic.gc.ca/english/pdf/photospecs-e.pdf

شما چی فکر میکنید؟؟؟؟؟

با سلام...

۱-خیلی خوشحالم دوست عزیز - رئوف - نظراتشو راجع به پست قبل گفت . من هم نظراتم رو مینویسم و دلم میخواد همه شما در این بحث شرکت کنید چون تصورم بر اینه که این دغدغه ها مشترکه

۲- چند بار خواهش کردم که سوالاتتون رو در بخش نظرات مطرح کنید ..... اما انگار بعضی دوستان در خواست منو نا دیده میگیرند . منو مجبور کردن با کمال شرمندگی مثل وبلاگ کانادا جون بگم:

لطفاً برای بنده پیغام خصوص نگذارید و همین طور ایمیل نزنید. به دلیل مشغله زیاد قادر به پاسخ دادن به هیچ کدام از اینها نیستم. بنده با عرض معذرت پیغامهای خصوصی و ای میلهای سوال دار را حذف می کنم.


آقای رئوف به عنوان بک مهاجر که الان در کشور دیگه ای زندگی میکنه از بعضی جهات با نظرات شما مخالفم.....
لااقل در اینجا در استرالیا چیزی که من تجربه کردم اینه که اگر رشته شما جوری باشه که امکان کار در چند شهر براتون یکسان باشه بهتره تو شهرهای بزرگ شروع کنید...چون امکان اشتغال به همون کارهای اولیه مثل کار در فست فود ها یا مغازه ها در شهرهای بزرگ بیشتره که من از اونها بعنوان Survival Jobs  در نوشته هام یاد خواهم کرد و چه بسا همین کارها به روند یاد گیری زبان روزمره ( داشتن ایلتس بالا به معنای قدرت برقراری ارتباط به افراد نیتیو در محیط های کاری مرتبط به رشته های تحصیلی نیست ) کمک میکنه تا افراد زودتر بتونن خودشون رو و توانایی هاشون رو پرزنته کنند...چون قرار نیست زیر پای افراد از روز اول فرش قرمز پهن کنند و بگن بفرمایید از اول کار خودتون را بگیرید.....
اتفاقا در برخوردهایی که با افراد مختلف داشتم اینجور فهمیدم که از ماه چهارم - پنجم به بعد خیلی ها دچار دلتنگی میشن ( چون ماه های اول رو به شناخت محیط زندگی و ادبته شدن با اون و روزمره های شروع زندگی در محیط جدید و گرفتن خونه و کار مرتبط یا Survival Jobs   مشغولن که جایی برای فکر کردن باقی نمیگذاره )و خیلی خوبه که محیط شما لینک هایی به جامعه ایرانی داشته باشه...حالا هر چی شهر دورتر از شهرهای بزرگ باشه ( مثلا اینجا در پرت که به ایزوله ترین شهر دنیا معروفه فاصله از ادلاید 2700 کیلومتره یا فاصله پروازی تا سیدنی حدود 6 ساعته ) متوسط جمعیت کامنیوتی ایرانی کم میشه  و به تبع اون لینک ها کمتر و ضعیفتر میشه که قدرت تحمل  محیط جدید رو از خیلی ها میگیره..
مثال میزنم ...غیر از مساله دوستیابی که خودش مبحث مفصلیه ٬ در روزهای اول هر مهاجری ممکنه دچار بیماریهایی بشه باید قبول کرد که قدرت مکالمه افراد در روزهای اول هنوز به قدری نیست که به تک تک کلمات مورد نیاز احاطه داشته باشه..وجود دوستان ایرانی که بتونن یک پزشک ایرانی به شما معرفی کنن که با شرایط زندگی در ایران و نحوه مداوای بیماری ها در ایران اشنا باشه خیلی نعمت بزرگیه چون شما  ( دور از جون همه - ایشالله همگی تندرست و سالم باشید )  به راحتی مشکلاتتون رو براش بازگو میکنید و شاید علاوه بر مداوای شما اون پزشک بتونه شما را متفاعد کنه روش به کار گرفته شده که اصولا با تجویز دارو مثل ایران مطابق نیست روش خوبیه و جواب میده. ( البته اینها رو نمیگم که زبان ندونسته پاشید بیاید کانادا یا استرالیا ....اینها حرف ماههای اوله که استرس های دیگه هم هست ...شما باید بتونید گلیمتون از اب بیرون بکشید ...زبان یاد گرفتن در محیط سختترین کاره مگر اینکه یک نفر با سن کم یعنی مثلا یه بچه ۷-۸ ساله بیاد اینجا )..میخواهید  تو بانک حساب باز کنید یک نفر ایرانی ممکنه اطلاعات ذیقیمتی به شما بده راجع به اینکه کدوم بانک عملکردش بهتره یا ....با حتی  در اولین روزها به کمکتون بیاد و همراهی تون کنه که خوب اینها همش غنیمته... ممکنه شما بخواهید منزلی انتخاب کنید یا اطاقی share کنید ....وجود دوستان یا حتی مشاورین ایرانی میتون کمک بزرگی باشه چون میتونن معایب و محاسن هر منطقه رو براتون بگن و راهنماییتون کنن یا قوانین رو و نکاتی که هنگام اجاره باید رعایت کنید براتون خیلی صریح و روشن بر حسب تجاربشون عنوان کنن .میخواهید بچه ها را در مدرسه ثبت نام کنین...باز راهنمای ایرانی میتونه چاره کار شما باشه که کدوم مدرسه بهتره و ....اینکه کدوم مرکز خرید بهتره یا اجناسش حراج شده و یا کجا garage sale است ..یا طعم کدوم برندها به مذاق ما سازگارتره بیشتر دهن به دهن میگرده و باید از طریق افرادی که قبلا تجربه داشتن به شما برسه....به همبن ترتیبه گرفتن مربی رانندگی..پیدا کردن کلاسهای زبان.یادگیری اصول حاکم بر زندگی در اون جامعه...مترجم رسمی مدارک از فارسی به انگلیسی ..دسترسی به اخرین اخبار مهاجرت و.....ممکنه بخواهید ماشین بخرید ...حوب تو همه اینها تنوع جمعیتی و بزرگتر بودنش گزینه های بیشتری به شما میده....
چیز دیگه ای که من اینجا بیشتر دیدم اینه که مثلا جامعه چینی و یا هندی بسیاری از Job Opening را زودتر از زمان اگهی شغل به اطلاع دوستان هموطنشون میرسونن که این به کار پیدا کردن زودتر منجر میشه..حتی Survival Jobs را مثلا منحصر میکنن به افراد هموطنشون.. .پس هر چه شهر بزرگتر بشه تنوع بافت جمعیتی بیشتر میشه و شانس بالاتر میره..چون در روزهای اول همین Survival Jobs است که شما را کمک می کنه کمتر از جیب بخورید و زمان بیشتری دوام بیارید تا کار مورد علاقتون رو پیدا کنید.
گاهی مجبور میشید برای کسب موفقیت در گرفتن یک شغل دوره ای رو بگذرونید که ممکنه در شهرهای کوچک امکانش نباشه (یا بالعکس اون هم یک رشته حاص در یک جای کوچک تدریس بشه) یا خیلی طول بکشه چون مثلا اون دانشگاه در اون رشته خاص دانشجوی ایرانی نداشته و هیچ شناختی از سیستم اموزشی ایران نداره ولی در اکثر شهرهای بزرگ اساتید و دانشجویان ایرانی در رشته های مختلف مشغول به تحصیلند پس به ابن امر هم توجه کنبد...

ادامه دارد....

منبع برای نوشتن روزمه بخصوص در استرالیا برای شغل های دولتی

References for resume writing in Australia:

Fair, K. (1991) From Ad to Interview. Breakthrough Communications (audio tape).

Hayles, D.J. (1991) Writing Away, a guide to job applications. The University of Western Australia: Careers Service.

Linkemer, B. (1987) How to Write an Effective Résumé. New York: Amacom, American Management Association.

McLean, J., Sohler, C. & Hughes, C. (1993) Applying for a Job: A brief guide for staff at UNSW. The University of New South Wales: Professional Development Centre.

Shmerling, H. (1993) Job Applications: The Winning Edge. South Melbourne: MacMillan Education Australia.

Stevens, P. (1990) The Australian Résumé Guide: Making your job application work. Sydney: The Centre for Worklife Counselling.

Villiers, A. (2000). How to Write to Selection Criteria: Improving Your Chances of Being Shortlisted for a Job (3rd ed.). Canberra: National Library of Australia.

رده بندی کشورهای جهان بر اساس شاخصه توسعه انسانی در سال 2009

 

دوستان عزیزم خواهش میکنم نظر خصوصی نفرستید برای اینکه من دیر به دیر وارد منوی مدیریت وبلاگ میشم و ممکنه یا اصلا متوجه سوالاتتون نشم یا خیلی دیر ببینمشون...اگر دوست ندارید اسمتون رو بگید با یک اسم مستعار پیغام بگذارید.......

                                                                                                                ممنونم


 http://www.prosperity.com/rankings.aspx

This table not only reveals the overall prosperity of 104 countries, but also shows the detail of the nine sub-indexes which make up the overall rankings.

http://hdr.undp.org/en/statistics/?loc=interstitialskip

چه كارهايي را باید قبل از ورود انجام دهید و چه چیز هایی را حتما همراه خود داشته باشيد

این مطالب قابل استفاده برای مهاجرین کانادا و استرالیا است و کلیات مطلب چندان تفاوتی با هم ندارد.

بدو ورود - در بدو ورود به کانادا کنترل کنید که مدارک زیر همراهتان باشد:

نذکر 1- ( مدارک بالا را دم دست بگذارید چون باید در فرودگاه باید ارایه کنید )

 تذکر2- ( هرچند توصیه می شود که از کلیه مدارک خود ترجمه به انگلیسی داشته باشید اما پول خود را در این راه ترجمه دور نریزید چون این ترجمه ها که توسط دارالترجمه ها در ایران ترجمه شده و به تایید وزارت امور خارجه هم رسیده، اینجا در کانادا عملا اعتبار ندارد. اینها فقط مترجمین مورد تایید خود را قبول دارند. پس اینجا باید دوباره هزینه ترجمه را متحمل شوید. )

۱-ویزای مهاجرت کانادا و تاییدیه اقامت دایم برای خود و تمام اعضا خانواده

۲- پاسپورت معتبر یا مدرک مسافرتی معتبر برای خود و تمام اعضای خانواده

۳-ترجمه گواهینامه رانندگی و اصل گواهینامه معتبر ، گواهی نامه بین المللی (هر چند گواهی نامه بین المللی در این لیست وجود دارد اما در عمل برای صدور گواهینامه کانادایی شما نقشی ندارد و همان اصل گواهینامه کافی است)، سوابق بیمه ماشینتان (عملا بدرد نمی خورد!)

۴-ترجمه گواهی عدم سوء پیشینه

5-ترجمه تمامی سوابق کاری و اصل آنها

۶-ترجمه تمامی گواهی های دوره های آموزشی یا مهارتی و اصل آنها

۷-ترجمه مدرک تحصیلی و اصل آن

8-کپی مدرک تائیدیه تحصیلی یا همان Assessment مدرک شما. ( ذر مورد استرالیا )

9-ترجمه شناسنامه و اصل آن

10- مدارک ازدواج  و مدارک طلاق (در صورت وجود) و سرپرستی بچه ها در این حالت

-ارز همراه را فقط به صورت دلار کانادا همراه بیاورید و گر نه ضرر زیادی در هنگام تبدیل خواهید کرد. پول همراه به اندازه کافی تا بتوانید مخارج جاریه زندگی مانند اجاره مسکن، غذا، لباس و حمل و نقل را حداقل برای یک دوره 6 ماهه بپردازید. (این مهم توسط سندی که موجودی شما در بانکی در کانادا را نشان میدهد انجام میشود که وجود آن فوق العاده مهم است در غیر این صورت در فرودگاه معطل میشوید.) این پول برای یک خانواده چهار نفره باید حداقل 12000 دلار باشد. هنگام صدور ویزای مهاجرت، این رقم به شما اعلام خواهد شد.

۱۱- حل و فصل مسایل مربوط به بار همراه و ارسالی .

۱۲- دو نسخه از لیست وسایلی که بعدا وارد کانادا خواهید کرد. دو نسخه از ریز وسایل شخصی یا وسایل خانه که با خود وارد کانادا میکنید (یکی برای بایگانی خود و دیگری برای افسر گمرک کانادا) .لیست ها باید مشخص کند که ارزش اجناسی که همراه دارید چقدر است.

13 - مدارک واکسیناسیون، دندانپزشکی و ...

واکسیناسیون در برابر هپاتیت:

کليه افرادي كه قصد مسافرت به ساير كشورها را دارند بايستي واكسن هپاتيت B را دريافت دارند . نكته مهم زمانبندي واكسيناسيون درگروه هاي مختلف سني است.

بزرگسالان:

1-نوبت اول:هر زمان. (هر چه زودتر بهتر)

2-نوبت دوم:بايستي حداقل يك ماه پس از دوز نخست تزريق گردد. (يك تا 2 ماه بعد از دوز اول)

3-نوبت سوم:بايستي حداقل 5 ماه بعد از دوز دوم و يا 6 ماه پس از نوبت اول تزريق گردد. (4 تا 6 ماه بعد از دوز دوم)بطور روتين: هر زمان-1 ماه بعد-5 ماه بعد.


نكته: در صورت افزايش فواصل (به هر دليل) تكرار واكسيناسيون لازم نبوده و تكميل سه مرحله كافيست. اما گاهی پزشکان تا چهار مرحله را هم توصیه می کنند.

نكته: چنانچه نسبت به ديگر عوامل بيماريزا واكسينه شده ايد، انجام واكسيناسيون هپاتيت B بلامانع است. تزريق همزمان واكسيناسيون هپاتيت B با ساير واكسن ها نيز مجاز است.

نوجوانان

بين سنين ۱۱ تا ۱۵ سالگى تنها دو تزريق با فاصله ۴ تا ۶ ماه لازم دارند.

 14 - بک کپی از کل این مدارک - حتما این کپی ها را در محلی غیر از اصل آنها قرار دهید.

 

ورود به کانادا

  در زمان ورود به کانادا چقدر پول همراه داشته باشیم؟ پاسخ کوتاه و شفاف


مارکوپولو( عسل) : این مطالب قابل استفاده برای مهاجرین کانادا و استرالیا است و کلیات مطلب چندان تفاوتی با هم ندارد.


مجید بسطامی - شرکت کنپارس

 صرفنظر از حداقل‌های قانونی، یک خانواده مهاجر برای گذران زندگی در ماه‌های اول چه مقدار پول نیاز دارد؟

 قبل از هر چیز باید مشخص کنیم منظور ما از ماه‌های اول چه مدت زمان است. من این زمان را یک سال فرض می‌کنم. چرا؟

 هر مهاجر تازه‌وارد برای غلبه بر گیج‌خوردن‌های اولیه، مقابله با مشکلات روحی و کسب اعتماد به نفس، انجام امور ضروری اولیه، اسکان دائم، آشنایی با فضای جدید و دریافت همه کارت‌ها و مدارک و ثبت نام‌های اولیه به حدود ۳ ماه زمان نیازمند است. این همان مدتی‌است که راهنمایی‌های مربوط به آن تحت عنوان ۱۰۰ روز اول در کانادا به مرور در اختیار شما قرار می‌گیرد. اگر در این مدت رفتن به کارگاه‌های آموزشی و آماده کردن مواد تبلیغاتی خود را آغاز نمایید زمان برای خود خریده‌اید اما خوب برای بسیاری از افراد، انجام همه این کارها در این مدت محدود ساده نیست.

 در این مدت و ادامه آن، شما باید ظرف حداکثر ۶ ماه با بررسی همه جوانب، برنامه استقرار کوتاه مدت خود را مشخص کنید. منظور از این برنامه پاسخ به سوالات کلیدی نظیر این است:

 آیا برای موفقیت باید درس بخوانم؟ در کجا؟ چه شرایطی دارد؟» و یا

  • «آیا باید جذب بازار کار شوم؟ ادامه رشته خودم یا یک شغل جدید؟ چه مراحلی دارد و به چه شکلی؟...» و یا
  • «آیا باید در اندیشه راه اندازی یک بیزینس شخصی باشم؟ مثلاً یک فرنچایز؟ چه ضرورت‌هایی را باید در نظر بگیرم؟...».

 از این زمان به بعد مقدمات کارها را فراهم می‌کنید مثلاً برای کاریابی براساس روش‌ها و امکانات متنوع موجود اقدام می‌کنید و یا مدارک و مستندات مورد نیاز برای ادامه تحصیل را آماده و ارسال می‌کنید یا به سراغ گردآوری اطلاعات درباره نحوه راه‌اندازی بیزینس شخصی می‌روید (که البته جزییات زیادی دارد و من به شخصه آغاز چنین کاری را در ۲ سال اول توصیه نمی‌کنم).

 ممکن است این کارها را شما زودتر آغاز کرده باشید. .اما بهر حال اگر شما تا قبل از ۶ ماه تکلیف خود را به طور روشن مشخص نکرده باشید معنایش این است که در حال اتلاف منابع خود هستید و این تاخیر همچنان ادامه می‌یابد و منابع مالی شما را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد اما اگر تصمیم بگیرید و برنامه خود را دنبال کنید و این برنامه واقع‌بینانه طراحی شده باشد قاعدتاً شما قبل از پایان یک سال مسیر جدیدی با منابع مالی تعریف شده بر روی خود گشوده‌اید (مثلاً مشغول به کار شده‌اید و یا وام تحصیلی گرفته‌اید و یا از وام بانکی بهره مند شده‌اید و کسب و کارتان حداقل در حد تامین کردن مخارج زندگی درآمدزا شده است) و دیگر پولی که از ایران آورده‌اید تنها محل تامین زندگی شما نیست.

 پس فرض ما این است که شما برای یک سال تامین خانواده خود به میزان معقولی پول نیازمندید. این میزان چقدر است؟ دیدگاه‌ها متنوع است مثلاً آقا و خانم نورانی (گول اسم فامیلشان را نخورید! هندی‌الاصل هستند نه ایرانی) در کتاب راهنمای خود این اعداد را پیشنهاد داده‌اند:

 

تعداد افراد خانواده

مبلغ (دلار کانادا)

یک نفر

۲۵۰۰۰

یک زوج

۳۰۰۰۰

زوج با یک بچه زیر ده سال

۳۳۰۰۰

زوج با یک بچه بالای ده سال

۳۵۰۰۰

به ازای هر بچه بیشتر زیر ده سال

۱۰۰۰

به ازای هر بچه بیشتر بالای ده سال

۲۰۰۰

 به نظر من این اعداد کمی بالاتر از رقم واقعی هستند اما چند نکته سبب می‌شود که با ایده آنها به طور کلی موافقت کنم ۱- آنها هزینه‌های پرواز (بلیط یک سره) را هم در این فهرست منظور کرده‌اند، ۲- اسکان موقت اولیه خودش به دلیل ضرورت تهیه برخی اقلام، هزینه‌های مازادی دارد که معمولاً حدود یک ماه اجاره خانه می‌شود، ۳- مهاجر تازه وارد که هنوز با سیستم فروشگاهی کانادا آشنا نشده بسیاری از اجناس را گرانتر از آن چیزی که امثال ما پس از چند سال زندگی و یافتن فوت و فن‌ها می‌دانیم تهیه می‌کند.

 پس بیایید همین اعداد را به عنوان یک پاسخ سریع و روشن برای این سوال که با چقدر پول باید به کانادا بیاییم انتخاب کنیم. اگر به مجموعه توصیه‌های ما در این مجموعه مطالب عمل کنید احتمالاً هزینه‌های یکساله شما کمتر از این خواهد شد.

 اما چند نکته:

 این اعداد بیشتر بر مبنای سطح قیمت‌ها در تورنتو و ونکوور تنظیم شده‌اند. شما در محاسبه هزینه‌های مونترال می‌توانید به عددی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد کمتر از این فکر کنید.

 برای برخی هزینه‌های اصلی نظیر اقامت دائم، گزینه آپارتمان اجاره‌ای انتخاب شده در حالیکه شما با انتخاب بیسمنت می‌توانید حدود ۵ تا ۱۰ درصد کاهش فرض کنید.

 اگر این میزان پول همراه نیاوریم چه می‌شود؟ آسمان زمین نمی‌آید. یا باید هدفگیری مالی خود را به زودتر از یک سال کاهش دهید و برای تامین مابقی زمان فکری کنید و یا زودتر در جستجوی یک کار Survival باشید تا ذخیره مالی خود را با نرخ ملایم‌تری کاهش دهید.

 آیا برای گرفتن شغل Survival باید تا ۶ ماه و یا یک سال صبر کرد. به نظر من هرگز. پیشنهاد من این است که به گونه‌ای حرکت کنید که حتماً بعد از سه ماه یک چنین کاری را آغاز کنید اما مهم این است که این کار بر روی برنامه اصلی شما تاثیر منفی نگذارد و مثلاً شما را از رفتن به کارگاه‌های کاریابی یا آماده کردن رزومه و کاورلتر بازندارد. به همین دلیل یافتن یک شغل پاره وقت بهتر از تمام وقت است.

 


سفر به کانادا: چه چیزهایی را همراه داشته باشیم؟

می‌خواهیم راهی سفری مهم به خارج از مرزهای وطن شویم. سفری که بر خلاف گذشته بلیط آن یک سره است. محدودیت‌های ما فراوان است و چیزهای ضروری نیزهم. به کدام کالاها و اجناس بیشتر نیاز داریم و بهتر است آنها را در این سفر همراه خود کنیم؟

 
در پاسخ به اینکه: «چه همراه بیاوریم؟» می‌توان یک جزوه چند صفحه‌ای پاسخ گفت اما واقعیت این است که آنچه همراه می‌کنیم وابستگی زیادی به شرایط مالی، روحی و خانوادگی ما دارد. قاعده کلی این است: «هر چه کمتر بهتر. برای هر آنچه که انتخاب می‌کنید دلایل واقعاً متقاعد کننده‌ای داشته باشید.»
 
چرا شرایط مالی؟
 
همانطور که قبلاً بیان شد شما جمعاً و از طریق حدود 35 تا 38 کیلو، کم یا بیش (46 کیلو برای دو چمدان 23 کیلویی منهای وزن خود چمدان‌ها)، به ازای هر نفر امکان انتقال رایگان بار از طریق بلیط دارید. برای بیش از این، هر چقدر که باشد باید هزینه بپردازید: به صورت اضافه بار همراه مسافر (که معمولاً گرانترین و غیر اقتصادی‌ترین راه است) یا ارسال از طریق فریت بار و انتقال هوایی (که بسیار اقتصادی‌تر از روش قبلی است و می‌توان بار را همزمان یا چند روز پس از رسیدن به مقصد دریافت کرد) و یا از طریق ارسال بار از طریق دریایی (که بسیار ارزانتر از روش‌های قبلی است اما معمولاً بین 45 روز تا دو ماه زمان می‌برد.) در همه این روش‌ها یک پای محاسبات، اقتصادی و مالی است و پایه دیگر میزان ضرورت زمانی. یعنی اینکه مثلاً این وسیله مورد نظر را شما باید همزمان و در لحظه ورود به کانادا داشته باشید یا تاخیر در دریافت آن مشکلی ایجاد نمی‌کند.
 
اما مسئله مالی جنبه‌های دیگری هم دارد؛ «ما با وسائل فعلی خود چه کنیم؟» فرض کنیم که سرویس خوب آشپزخانه داریم و از طریق دوستان یا اطلاعات همین وب‌سایت دریافته‌ایم که وسائل با کیفیت آشپزخانه در کانادا به شدت گران هستند. ما هم که پیشتر برای این وسائل پول داده‌ایم. آیا باید آنها را به قیمت خیلی ارزان و چه بسا به ثمن بخس در ایران رها کنیم و بعد در کانادا برای آنها مجدد پول خرج کنیم یا صرف می‌کند که همراه خود بیاوریم؟ نظیر همین سوال درباره ده‌ها وسیله دیگر منزل هم قابل طرح است.
از آن بدتر وضع کالاهای لوکس‌تر و عتیقه‌جات است که چه بسا پول بسیار زیادی برای آنها مصرف کرده باشیم و حالا دلمان نمی‌آید که به راحتی آنها را از دست بدهیم.
 
همین طور که می‌بینید برای خانواده‌های مختلف سناریوهای متنوعی وجود دارد. زوج جوان متخصصی که تازه چند سالی است با هم زندگی مشترک تشکیل داده‌اند و در این وانفسای اوضاع اقتصادی ایران احتمالاً در منزل اجاره‌ای زندگی کرده‌ و اسباب و اثاثیه زیادی هم به غیر از اندکی «تیر و تخته» فراهم نکرده‌اند به راحتی می‌توانند قید آنها را بزنند و با نزدیک کردن آنها به پول، همه نیازها را در آینده تامین کنند (بعداً در ذیل همین سر فصل 100 روز اول... توضیح خواهیم داد که نخستین وسایل زندگی را چگونه و از کجا تامین کنیم که بسیار اقتصادی‌تر باشد.) اما خانواده جا افتاده تری که چه بسا برخی از این وسائل جنبه‌های عاطفی برایشان دارد و یا خانواده متمولی که از طریق ویزای سرمایه‌گذاری قصد مهاجرت دارد بعید نیست که حتی چند کانتر بار از طریق دریا به مقصد کانادا ارسال کند و البته هزینه‌های آن را هم بپردازد.
 
جنبه دوم، مسائل روحی و عاطفی است. وسایل و امکاناتی هستند که قابل ارزیابی و سنجش مالی نیستند و زندگی هر کس را معنا می‌دهند. فلان کاردستی دوران کودکی؛ آخرین هدیه مادر از دست رفته؛ آلبوم‌های عکس خانوادگی؛ عروسکی که برای فرزندتان حکم مونس شبها را دارد ...توجه داشته باشید که در هنگام زندگی در غربت خیلی از این عناصر ارزش بیشتری پیدا می‌کنند اما البته نباید در همراهی چنین وسایلی دچار افراط شد. شما برای ساختن یک زندگی بهتر دست به مهاجرت زده‌اید نه برای غوطه خوردن در نوستالژی گذشته.
 
جنبه نهایی، مسائل خانوادگی است. خانواده‌های پرجمعیت نسبت به خانواده‌های کم جمعیت، خانواده‌های قدیمی‌تر نسبت به خانواده‌های جدیدتر، خانواده‌هایی که سابقه زندگی دور از هم اعضا را دارند در مقابل آنهایی که هیچگاه از هم دور نبوده‌اند و... هر یک سناریوهای متفاوتی در مورد اشیایی که باید همراه کنند دنبال می‌کنند.
 
شما از هر گروه که هستید بهتر است چنین کنید:
 
  • با رایزنی و جستجو، فهرستی از کالاهای مورد نیاز خود (فهرست ضرورت‌ها) برای زندگی اولیه در کانادا فراهم کنید (مطالب این وب سایت می‌تواند به شما کمک کند). مهم تاکید بر روی مواردی است که تهیه آنها در کانادا یا غیر ممکن است یا بسیار گرانتر از ایران تمام می‌شود. این موارد شامل انواع پوشاک، وسایل آشپزخانه و برخی وسائل اتاق خواب چون پتو و متکا می‌تواند بشود.(لطفاً آفتابه را از این لیست حذف کنید! مشابه آن با کارکردهایی به مراتب بهتر در کانادا موجود است.) توجه داشته باشید که در این فهرست اولویت با داشته‌های خودتان است اما احتمال دارد خرید برخی از آنها صرف کند.
  • از آن بخش از وسائل زندگی خود که احتمال می‌دهید و یا علاقه‌مندید همراه خود منتقل کنید (فهرست علایق) لیستی تهیه کنید.
  • مشترکات این دو لیست را استخراج کنید. این فهرست بیشترین احتمال را در همراهی با شما (به هر روش ممکن) خواهند داشت.
  • در مورد سایر کالاهای فهرست ضروریات مداقه کنید: ارزش آنها به ریال (اگر مجبور به تهیه مجدد آنها هستید)+ وزن تقریبی آنها (و ارزش ریالی هزینه انتقال به کانادا) چقدر می‌شود؟ تهیه آن در کانادا چقدر هزینه دربر دارد؟ خوشبختانه این روزها با حضور اینترنت، امکان جستجو و یافتن پاسخ چندان سخت نیست. توجه داشته باشید که به دلیل نرخ بالای تورم در ایران و تثبیت نسبی نرخ ارز، اختلاف قیمت بسیاری از کالاها در چند سال اخیر به شدت گذشته نیست لذا در مشاوره با دوستانتان در کانادا، ضمن احترام به تجارب آنها این نکته را در نظر داشته باشید.
  • در مورد باقیمانده کالاهای فهرست علایق به این سوالات پاسخ دهید: 1- میزان این علاقه چقدر است؟ (سعی کنید از خیلی زیاد تا خیلی کم رتبه‌بندی کنید)، تلاش کنید موارد خیلی کم و کم و حتی متوسط را به مرور حذف کنید. این کار در بار اول سخت است اما اگر چند روز فاصله بیاندازید تصمیم‌گیری راحت‌تر می‌شود. 2- به فرض انتقال آنها به کانادا می‌خواهید با آنها چه کنید؟ توجه داشته باشید که ممکن است تا مدت‌ها مکان وسیع و مناسبی برای انبار کردن این کالاها در اختیار نداشته باشید. البته راه‌ها و روش‌هایی وجود دارد اما بسیاری از آنها مستلزم پرداخت هزینه است. آیا چنین هزینه‌هایی ضرورت دارد؟
  • در مورد آن دسته از کالاهای فهرست علایق که هنوز سرسختانه مقاومت می‌کنند به این پرسش پاسخ دهید: آیا می‌توانم آنها را برای مدت حدود یک سال در جایی در ایران نگه دارم و بعد ارسال کنم؟ چنین کاری مستلزم هزینه است؟ چقدر؟ معمولاً همه ما آن قدر دوست و آشنا داریم که بتوانیم این کالاها را بدون پرداخت هزینه در جایی انبار کنیم. از آنجا که بر اساس قوانین گمرک کانادا این اجازه به شما داده شده که در زمان مهاجرت، ظرف مدت محدودی پس از مهاجرت یک نوبت دیگر کالاهای زندگی شخصی خود را بدون پرداخت هزینه‌های گمرکی وارد نمایید به شما توصیه می‌کنم در مورد کالاهای غیرضروری فهرست دوم حتماً از این فرصت استفاده کنید. چون احتمالاً در مدت این یک سال و با تصویر جدیدی که از مهاجرت و الگوهای حاکم بر زندگی کانادایی پیدا می‌کنید موارد قابل توجهی از این فهرست حذف خواهند شوند.
اجازه دهید یک بار دیگر مسیر آمادگی و تصمیم‌گیری را مرور کنیم:
 
  • فهرستی از کالاهای ضروری برای آغاز زندگی در کانادا فراهم کنید. (فهرست ضرورت‌ها)
  • فهرستی از کالاهایی که علاقه‌مند به انتقال آنها هستید فراهم کنید. (فهرست علایق)
  • مشترکات دو فهرست را استخراج کنید.
  • فهرست ضرورت‌ها را از زاویه اقتصادی ارزیابی کنید و آن بخشی را که مجموعه هزینه‌های آنها برای تهیه در ایران و انتقال به کانادا کماکان به صرفه است در لیست نگه دارید.
  • در مورد فهرست علایق، موارد کم اهمیت‌تر را به مرور حذف کنید تا به مهم‌ترین موارد برسید.
  • آن دسته از فهرست علایق را که می‌توان برای مدت طولانی‌تری در ایران باقی گذاشت از لیست حذف کنید.
حال شما به دو فهرست نهایی رسیده‌اید که احتمالاً اقلام آنها باید همراه شما (مستقیماً در هواپیما و یا به صورت ارسال مجزای هوایی- فریت) وارد کانادا شوند. مرحله نهایی بازبینی این فهرست با توجه به برخی نکات در زیر آمده است:
 
  • آیا امکان دارد که اجناس فهرست ضرورت‌ها به حداقل تقلیل یابند. مثلاً اگر ظرف و ظروف برداشته‌ایم به میزانی باشد که واقعاً برای راه اندازی اولیه زندگی ضروری است و نظیر اینها
  • آیا امکان تغییر فرمت برخی از آنها وجود دارد (مثلاً تبدیل عکس‌ها به صورت CD
  • آیا مطمئن هستیم که نمی‌توانیم برخی از این کالاها (نظیر فرش‌ها) را با قیمتی مناسب در کانادا تهیه کنیم؟ توضیح اینکه همواره می‌توان در میان فرش‌فروشان ایرانی، فروشگاهی را یافت که با تخفیف خیلی خوب چنین محصولاتی را ارائه دهد. البته به همه توصیه می‌شود که حداقل یک یا دو زیرانداز خوب ایرانی (قالیچه، گلیم، گبه ...) برای انتقال حال و هوای ایرانی و رفع نیازهای ضروری اولیه با خود همراه کنند.
  • چقدر برای هزینه‌های نقل و انتقال کالا در نظر گرفته‌ایم؟ آیا کفاف انتقال همه این کالاها را می‌دهد یا باید دست به انتخاب بزنیم؟
  • آیا دوست دیگری هم برای اولین بار در حال انتقال بار خود به صورت فریت است؟ می‌دانید که با افزایش میزان بار، هزینه واحد آن کاهش می‌یابد. مثلاً هزینه هر کیلو بار اگر شما بیش از 100 کیلو بار ارسال کنید کمتر از هزینه هر کیلو زیر این مقدار است. پس شاید با انتقال هر دو بار تحت یک نام، بتوان این انتقال را اقتصادی‌تر کرد. از آنجا که گمرک به این اجناس تعلق نمی‌گیرد جای نگرانی برای اضافه هزینه نیست.
 
با ارزیابی همه این موارد می‌توان به لیستی منسجم‌تر، ضروری‌تر و اقتصادی‌تر رسید.به رغم همه اینها چنانچه بودجه شما اجازه بدهد شاید همراه کردن این اقلام، اقتصادی به نظر می‌رسد:
در آشپزخانه،
  • آبکش در چند اندازه مختلف. توری (صافی) چای هم فراموش نشود.
  • یک سری قابلمه (خصوصاً نچسب) در چند اندازه
  • انواع چاقو و کارد آشپزخانه
  • یک سری قاشق و چنگال و مخلفات مرتبط
  • یک سرویس چینی سبک و با کیفیت (هر چقدر سرویس کم تعدادتر اما متنوع‌تر باشد بهتر است). اگر جا ندارید تنها به تعداد اعضا خانواده بردارید.
  • سبزی خشک به میزان لازم برای چند ماه (تنها در صورتیکه جا داشته باشید.) از آوردن سبزی سرخ کرده منجمد شده خودداری کنید.
  • جداً از آوردن آجیل خودداری کنید. در کانادا آجیل فروشی ایرانی به قدر کفایت هست. محصولات تولید کالیفرنیا هم کیفیت لازم را دارند. در لحظه آخر هم دوست و آشنا برایتان آجیل خواهند آورد.
  • از آوردن کشک خودداری کنید. همچنین مربا و نظایر اینها. همه اینها در انواع بسیار متنوع‌تر در کانادا به وفور موجود است.
اتاق خواب و پوشاک،
 
  • پتوی خوب و سبک. حتی اگر بخرید صرف می‌کند.
  • چند دست ملحفه، لحاف‌های سبک پشم شیشه و متکاهای فشرده سبک و بازنشده که حجم بسیار اندکی را اشغال می‌کنند. اجناس بسیار خوبی در ایران تولید می‌شوند که به دلیل اجتناب از تبلیغ یک برند خاص ناب نمی‌برم اما شما به راحتی می‌توانید آنها را پیدا کنید.
  • در مورد لباس تا آنجا که ممکن است به حداقل‌ها قناعت کنید و همه را هم از میان آنچه دارید انتخاب کنید. بعداً به تفصیل بیان خواهیم کرد که در کانادا با چه سیاستی و از کجا لباس تهیه کنیم که کاملاً اقتصادی و به صرفه باشد.
 اگر در اواخر پاییز یا فصل زمستان به کانادا می‌آیید در به همراه داشتن لباس‌های گرم دقت کنید. گرم‌ترین لباس‌های موجود در ایران هم مناسب زمستان سرد کانادا نیست و لذا بهتر است به جای یک لباس خیلی کلفت، از چند لایه لباس گرم استفاده کنید. کلاه، دستکش و شال گردن هم ضروری است تا زمانیکه لباس مناسب این هوا را در خود کانادا تهیه کنید.
 
و در مورد وسائل برقی که بسیار پرسش می‌شود باید توجه داشته باشید که قاعده اصلی این است: «همه را در ایران به پول تبدیل کنید، هدیه دهید و یا بگذارید سر راه!» اگر اقلام کوچک و سبک و نسبتاً نو دارید که اصطلاحاً سیستم تغذیه آنها بین‌المللی است (یعنی با برق 110 ولت و فرکانس متفاوت در کانادا هم کار می‌کنند) همراه بیاورید. مواردی چون ریش‌تراش برقی. اگر وسیله با باتری کار می‌کند هم به کار شما خواهد آمد. سایر وسایل را رها کنید. بعداً توضیح می‌دهیم که تهیه این گونه وسایل با ارزانترین قیمت (و حتی در حد رایگان) امکان پذیر است.
 
فراموش نکنید که سبک ترین و مفیدترین کالای همراه شما «پول» است! پس تا آنجا که ممکن است از این کالا همراه خود بیاورید.
 
و به خاطر داشته باشیم:
با موضوع انتقال بار ساده برخورد کنید و آن را به عنوان یک عامل تشویش آفرین برای خود مبدل نسازید.
در زمان محاسبه هزینه‌ها، به هزینه قابل توجه انتقال بار از فرودگاه تا منزل در کانادا توجه کنید. آیا دوستی دارید که به شما در این زمینه کمک کند؟
هر چه سبک‌تر، راحت‌تر اما نه به قیمت فراموش کردن ضرورت‌ها.
به خاطر داشته باشید که از اجناسی که همراه شما هستند و آنها که با فریت می‌آیند و آنها که ظرف یک سال آینده وارد خاک کانادا می‌کنید فهرستی تهیه کنید.
اگر کالاهای لوکس و گران قیمت نظیر سرویس جواهرآلات، تابلوها یا نظایر اینها دارید باید عکس آنها را هم تهیه کنید. در مورد فرش و نظایر آنها هم ابعاد و اسم فرش را باید در برگه‌های گمرکی قید کنید. البته به تجربه ثابت شده که برای مهاجرین سخت گیری نمی‌کنند و مثلا اگر بعداً شما به جای فرش 12 متری تبریز، 6 متری کاشان وارد کردید کسی یقه شما را نمی‌گیرد اما کسی از آینده خبر ندارد. شاید اجرای قانون در آینده سخت گیرانه‌تر شود پس تا آنجا که می‌توانید آن را درست انجام دهید تا آسوده خیال باشید.
در این مورد هم اگر به توصیه ما عمل کنید و اعضا خانواده با فاصله چند ماهه وارد خاک کانادا شوند، این امکان وجود دارد که نفرات بعدی، متناسب با امکانات تهیه شده در کانادا، اسباب و اثاثیه ضروری را وارد کنند. یا چه بسا خریدهای ضروری جا مانده را انجام دهند.
 
در آینده خواهید دید که با حضور در کانادا و آشنایی با الگوی زندگی در اینجا آنقدر عقاید و سلایق شما تغییر خواهد کرد که احتمالاً هیچگاه محموله دوم را به کانادا ارسال نخواهید کرد.
 
و نکته آخر اینکه در کانادا از طریق اینترنت واقعاً پر سرعت و کتابخانه‌های عمومی مجله و کتاب به زبان فارسی و سایر زبان‌ها به وفور یافت می‌شود پس لطفا اشتباه ما و دوستانمان را تکرار نکنید و هزینه بی‌خودی و اضافه برای انتقال آنها پرداخت نکنید.
 
چه چیزهایی را همراه نیاوریم؟ همراه داشتن چه چیزهایی مشکل‌ساز است؟
 
به مدارک و وسایلی که باید یا بهتر است در زمان اولین ورود به خاک کانادا همراه داشته باشیم اشاره و نکاتی بیان شد. در اینجا به مواردی اشاره می‌شود که می‌تواند مشکلاتی را برای دارنده کالا پدید ‌آورد.
 
کانادا نظیر هر کشور دیگری برای ورود برخی کالاها و اجناس به خاک خود محدودیت‌هایی قائل ‌شده است که این موارد باید از سوی تمام مسافرین از هر مرز زمینی، دریایی یا هوایی محل تردد رعایت شود. بخشی از این محدودیت‌ها تقریباً جنبه جهانی دارند مثلاً ورود سلاح گرم با محدودیت‌های جدی روبروست لذا اگر چیزی دارید (مثلاً از گنجینه خانوادگی) که می‌توان به آن سلاح گرم اطلاق کرد، حتماً قبل از پرواز با سفارت کانادا تماس گرفته و از روال قانونی دقیقاً پرسش کنید. چه ورود این کالا مجاز باشد و چه نه، به هر حال شما موظفید که در برگه گمرکی قید نموده و به افسر کنترل گمرک متذکر شوید. احتمال دارد وی شما را نزد یک افسر ویژه این موارد ارجاع دهد. البته بعید است که در سفر از ایران چنین موردی وجود داشته باشد اما این موارد بعدها در سفر به آمریکا بسیار مهم می‌شود چرا که در بسیاری از ایالات آمریکا حمل سلاح گرم با شرایط نسبتاً آسانی مجاز است اما در هنگام ورود به خاک کانادا چنین نیست.
 
در مورد سلاح‌های سرد هم باید دقت کنید که موارد نامتعارف را گزارش دهید. مثلاً اگر خنجر یا قمه (که نگهداری موارد تزیینی آن در برخی استان‌های ایران مرسوم است) در بار خود دارید آنها را گزارش کنید تا در صورت کنترل احتمالی و یافتن آنها دچار دردسر نشوید. برای همراه داشتن آنها دلایل معتبر و متقن داشته باشید و اگر مدارکی هم موجود است ارائه دهید. البته به دلیل تنوع فرهنگی در کانادا نگهداری چنین مواردی عجیب نیست. تحت هیچ شرایطی این گونه وسایل را در ساک دستی همراه خود برای انتقال به داخل هواپیما قرار ندهید. چنین خطایی به سادگی قابل گذشت نیست.
 
مورد دیگر که شاید در برخی شرایط برای برخی مشکل آفرین باشد تعهدات کانادا به حفاظت از طیف گسترده‌ای از حیوانات و گیاهان در معرض انقراض اعم از پرندگان، ماهی‌ها و سخت پوستان است. لیست مفصلی از این گونه موارد وجود دارد که ورود آنها به خاک کانادا به صورت زنده یا استفاده شده در وسایل تزیینی و زیورآلات ممنوع است پس اگر پالتوپوست گران قیمتی دارید که نمی‌دانید از پوست چه موجودی است یا در کیف دستی یا نظایر آنها از پوست برخی حیوانات خاص استفاده شده احتمال دارد مشمول موارد ممنوعه شود. برای آشنایی بیشتر می‌توانید با مراجعه به Canadian Wildlife Service's CITES Office با لیست این جانوران در شهری که در آن لندد می‌شوید آشنا شوید.
 
علاوه بر اینها شما اجازه ورود تخم گیاهان (برای حفاظت از سلامت حریم کشاورزی کانادا و جلوگیری از انتقال آفات خارجی) یا محصولات تازه یا مشتقات لبنی (حتی اگر نظیر کشک حالت خشک شده داشته باشند) را ندارید. این عدم ورود محصولات تازه، طیف وسیعی را شامل می‌شود. مثلاً اگر شما در فرودگاه ترانزیت بین راه میوه یا ساندویچ خریده باشید باید آن را قبل از ورود به فضای گمرک کانادا مصرف کرده یا دور بیاندازید و اجازه ورود آنها را ندارید. سبزی سرخ شده منجمد شده هم مشمول همین موارد است اما محصولات خشک شده (سبزی خشک) یا بوداده شده (انواع آجیل) از این قاعده مستثنا هستند.
 
اگر داروی خاصی را حمل می‌کنید که احتمال می‌دهید در کانادا ناشناخته باشد یا اگر از مسکن‌های قوی استفاده می‌کنید حتماً نسخه پزشک را همراه داشته باشید. داروهای کدیین‌دار نیاز به نسخه دارند. هر گونه دارویی که احتمال تشابه با مخدرها را داشته باشد می‌تواند دردسرساز شود. مسکن‌های سبک نیاز به نسخه ندارند. البته باید توجه داشته باشید که تعریف این گونه داروها در کانادا و ایران تفاوت دارد و بسیاری از داروهای مسکن با دوز بالا که در ایران بدون نسخه پزشک قابل تهیه هستند در کانادا نیاز به نسخه دارند.
 
دو نکته مهم را در آوردن این گونه محصولات دردسر ساز در نظر داشته باشید:
شما در ورود اول هنوز رسماً در کانادا لندد نشده و قانوناً مهاجر دائم (Permanent Resident) نشده‌اید پس بسیاری از قوانین حمایتی و دسترسی‌های حقوقی برای شما فراهم نیست. پس از نقل و انتقال موارد مشکوک جداً خودداری کنید. در آینده و پس از دریافت PR و یا شهروند کانادا شدن، هم شما با قوانین و آزادی‌ها و محدودیت‌های قانونی بیشتر آشنا می‌شوید و هم افسران گمرک می‌دانند که قانون حد وحدود نظارت آنها را مشخص و کنترل کرده است. اگر دوستان شما به شما می‌گویند که در هر نوبت برخی دانه‌های گیاهی نظیر تخم تره یا نعنا یا چیزهای دیگر را برای پرورش سبزی سفره به کانادا می‌برند اولاً آنها کار غیر قانونی می‌کنند ثانیاً در صورت مشاهده این موارد سختگیری خیلی جدی صورت نمی‌گیرد و ثالثاً آنها برای این کار باغچه دارند! خیلی ناخوشایند است که یک تازه وارد به کانادا بعد از تحمل فشارهای چند هفته آخر و یک پرواز ۲۰ تا ۲۴ ساعته، به دلیل همراه داشتن تخم گل یا کشک خشک در فرودگاه معطل شود و بی دلیل در همان ابتدا یک رکورد هرچند کم اهمیت هم باقی گذارد و با این کار نشان دهد که به قوانین کشور میزبان بی‌توجهی و چه بسا بی‌احترامی می‌کند.
 
نکته دوم این است که اصولاً ورود اول به کانادا تشویش آور و توام با فشارهای روانی زیاد است. البته شما بعداً خواهید دید که این اتفاق خیلی ساده و سریع انجام می‌پذیرد و اگر مسئه خاصی وجود نداشته باشد خیلی زودتر از آنچه انتظار دارید «به کانادا خوش آمدید» به شما گفته خواهد شد اما به هر حال شما وارد جایی می‌شوید که هنوز با آن آشنایی ندارید و ترتیبات اسکان و بقیه امور هم موقتی و دغدغه ساز است پس، از ایجاد مسائل حاشیه‌ای اجتناب کنید. سعی کنید به ساده‌ترین و عمومی‌ترین شکل ممکن و به دور از وسایل و سایر موارد مشکوک به کانادا پا بگذارید و انرژی خود را برای موجهه با موارد ناخواسته و سختی‌های طبیعی پیش رو ذخیره کنید.
 
امیدواریم با رعایت تمامی نکات بیان شده ورود بی‌دردسر و موفقی به خاک کانادا داشته باشید.
 

منیع : وبلاگ زیر آسمان استرالیا

برای فریت مسعود عزیز لطف کرده یه سری قیمت برای از تهران تا سیدنی فرستاده که عیناُ میلش رو اینجا می گذارم :

 - بار از ۱کیلو تا ۴ کیلو : ۳۴۰۰۰ تومان
 - بار از ۴ کیلو تا ۳۷ کیلو :‌ هر کیلو ۷۳۸۹ تومان
- بار از ۴۵ کیلو تا ۸۰ کیلو :‌هر کیلو ۵۵۴۸ تومان
بار از ۱۰۰ کیلو به بالا :‌ هر کیلو ۴۱۷۱ تومان

از همه دوستان خواهش میکنیم اگه کسی مثل مسعود اطلاعاتی در این زمینه بخصوص در مورد ارسال دریایی داره لطف کنه و ما رو هم در جریان بگذاره...

فرمهای قابل ویرایش مهاجرت به استرالیا

تاریخ فرمها - ژانویه ۲۰۰۶

بوکلت1112  فرم 47   فرم 80   فرم 956   فرم  1022 (  اعلام تغییرات)


http://www.theaustralian.news.com.au/story/0,20867,21725355-2702,00.html

 

برنامه مهاجرین متخصص به اشتباه رفته است...14 می 2007

  • Alana Buckley-Carr and Jo Prichard

دولت فدرال استرالیا به دلیل اشتباه فاحش خود در محاسبات میزان کمبود نیروی مهاجر متخصص و تخصیص سهمیه سالانه 5000 نفر برای مهاجرت به استرالیا غربی در حالیکه این ایالت درده سال آینده 60000  نفر کمبود نیروی کار دارد، مورد سرزنش قرار گرفت.....

اخبار جدید مهاجرت به استرالیا

منبع:

http://www.immi.gov.au/skilled/general-skilled-igration/changes/_pdf/GSMchange_offshore.pdf


زیر گروه های ویزا برای متقاضیان خارج از استرالیا به شرح زیر تغییر می  یابند :

1- گروه (Skilled independent )  زیر گروه 136 و گروه (Skilled independent New Zealand Citizens )  زیر گروه 861  به گروه (Skilled independent )  زیر گروه 175

2- گروه (State territory Nominated )  زیر گروه  137 و (Skilled Australian Sponsored )  زیر گروه  138 و (Skilled Australian Sponsored New Zealand Citizens) زیر گروه  862 به گروه (Skilled Sponsored )  زیر گروه 176

3- گروه ( Skilled – Independent Regional ) زیر گروه 495 و گروه  ( Skilled – Designated Area Sponsored ) زیر گروه 496 و گروه   ( Skilled – Designated Area New Zealand Citizens ) زیر گروه 863 به  گروه ( Skilled - Regional Sponsored ) زیر گروه 457 تغییر می یابد و دارندگان این ویزا تنها یکبار اجازه تقاضا برای ویزای اقامت دائم در گروه Skilled – Regional Sponsored را بعد از طی مدت دوسال خدمت خود در نواحی مربوطه به شرط داشتن یک سال اشتغال تمام وقت خواهند داشت.

4- نوع جدیدی از ویزا به نام Skilled - Recognised Graduate زیر گروه 476 معرفی میشود که نوعی از ویزاهای موقت بوده و مدت ان 18 ماه است و به فارغ التحصیلان دانشگاه های معتبر و شناخته شده ای تعلق می گیرد که شغل انها در استرالیا مورد نیاز است و دارندگان این نوع ویزا دارای حق کار و تحصیل نامحدود در استرالیا می باشند و امکان تقاضا برای هر نوع ویزای دائم GSM یا  Employer Sponsored Visa را در هر زمانی دارد.

جسته و کریخته از همه جا راجع به استرالیا - 5

۱ - چند وقت پیش دوستی از من خواسته بود تنظیمات رنگ وبلاگ رو تغییر بدم...و من وقت نمی کردم....امروز فرصتی دست داده این کارو بکنم...البته کار سختیه برای من چون باید پست به پست تنظیمات را عوض کنم...اما راحتی شما برای من مهمتره....

۲ - فیلترینگ نظرات را هم حذف کردم...امیدوارم جنجال نشه...بخصوص دوست عزیزم اقای مطلع نخواهد بازم بیاد بنویسه که من مطالبشو سرقت کردم....

۳- از مدیریت سایت تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو باید نام ببرم که گرچه نمیشناسمشون اما از اطلاعات گرد اوری شده ایشون شخصا استفاده های زیادی بردم....و از لینکهایی که جمع اوری کرده اند نیز در اینجا استفاده شده که زحمات این دوست عزیز جای قدر دانی داره و به شما توصیه میکنم از وبلاگشون بعنوان یک وبلاگ جامع در زمینه  مهاجرت، استقرار و موفقیت کمک بگیرید.

۴ - دوست عزیز ۲۹ ساله من به شرط داشتن کلیه شرایط ویزای ۱۳۶ را به شما توصیه میکنم....اما اگر قرداد ویزای کار و تعطیلات هم چنان پا بر جا باشد ....ان هم برایتان مناسب است ( البته به شرط واقعی بودن کار پیشنهادی )


اولا از دوستهایی که می ایند و سر به این وبلاگ میزنند خواهشمندم حتما نظرات و اطلاعات جدید را بنویسند....بعد هم به http://mohajeran2007.persianblog.com  سر بزنند و وضعیت کیس هاشونو درج کنند...تا بقیه هم بتونند با مقایسه به وضعیت خودشون پی ببرند....

 

ثانیا : مطالبی در مورد اسسمنت و تشکیل پرونده ( بویژه قابل توجه دوستان کامپیوتری) به نقل از کامنت های وبلاگ الهام ( زیر اسمان استرالیا ) و وبلاگ هومن ( oztralia)

 

در مرحله اسسمنت اگه بخواهید مدارکتون رو برای ارزيابی يا اسس شدن به ACS بفرستید دو روش وجود داره. روش معمول و روش RPL. که روش دوم مربوط به افرادی می شه که رشته تحصيلي شون مرتبط با کامپيوتر نيست و يا مدرک مناسبی در زمينه کامپيوتر يا IT ندارند، اما سابقه کار تو این زمینه ها دارند. اين افراد بايد از طريق RPL اقدام کنند که مدارک بيشتری نياز داره. توی روش RPL باید بگویید از طریق کارهایی که انجام دادید چی یاد گرفتید.... بحث سابقه کار حالا به کنار..... بعد که مشخص شد شما مثلا در عرض 4 سال کار کردن به اندازه یه BS چیز یاد گرفتید این 4 سال از کل سابقه کارتون کم میشه و بقیه مسائل مثل بقیه بررسی میشه. اون نامه اسسمنت که برای مهاجرت می گیرید بعد از ورود استرالیا هیچ فرقی با کاغذ پاره نمی کنه! واسه کار کردن توی هر ایالت باید مدارکتون رو دوباره اسس کنید و عضو انجمن های مهندسین ایالتی یا انجمن های علمی شوید....

 

توی ACS دقيقا توضيح که يکی از مدارکی که بايد برای ACS بفرستید مدرک دانشگاهي شماست. اگر رشته شما کامپیوتر بوده که هيچي و بنا بر معدل و دانشگاهی تون ۴ يا ۶ سال سابقه کار کامپپوتری می خوان. اگر رشته دانشگاهي شما کامپيوتر نباشه و مرتبط با کامپوتر باشه بايد ۶ سال سابقه کاری در زمينه کامپيوتر بفرستید. حالا بعضی ها هستند که مدرک دانشگاهی ندارند ولی در زمينه کامپيوتر کار کرده اند و متخصص هستند. اونها می تونند به جای مدرک يه چيزی به نام RPL بفرستند که توضيح پروژه هايی که انجام داده اند. اين لينک فکر کنم کمکتون کنه

 

http://www.acs.org.au/index.cfm?action=show&conID=skillapplication

 

يه مطلب ديگه اينکه برای modl گرفتن در کامپيوتر بايد در يکی از زمينه هايی که گفته حتما ۱۲ ماه کار کرده باشید و مدرک مثلا در زمينه زبان سی مورد قبول نيست. اسسمنت کامپيوتر اصلا نيازی به زبان نداره و اصلا مدرک زبان نمی خواد.  رشته های جاوا و سی هم جزو modl هست ولی نه برنامه نويسی چون فقط کد ۷۹-۲۲۳۱برای modl قبوله که اون هم برنامه نوسی شاملش نمی شه. برای رشته کامپيوتر ميشه مدرک زبان رو بعدا فرستاد (مستقيم به اداره مهاجرت) ضمنا برنامه نويسی c ++c c# java جزو modl هستند و شما بايد ثابت کنيد که حداقل 12 ماه با اين زبانها که گفتم برنامه نويسی کرديد network هم جزو ليست هست. يا بايد يه پروژه بفرستيد يا يه work statement که نشون ميده شما در يکی از اين قسمتها حرفه ای هستيد. ACS بعد ازدریافت مدارک یک Acknowledment letterبراتون میفرسته که توش یک User ID,Password,و یک آدرسURL هست بااون لینک میتونین روند پروندتون رو traceکنین.

 

اون شرط ۱۲ ماه از ۱۸ ماه مربوط به اداره مهاجرت می شه. اينکه موسسه اسس کننده تشخیص بده شما در اون رشته MODL توانايی لازم رو داريد به عوامل ديگه ای هم بستگی داره که موسسه ارزياب از شما می خواد. بنابراين ممکنه موسسه ای که مدارک رو اسس می کنه سابقه کار بيشتری از شخص بخواد. مثلاْ اداره مهاجرت فقط ۱۲ ماه سابقه کار می خواد تا شخص بتونه برای ويزای مهاجرت اقدام کنه و اگه بخواد ۱۰ امتياز سابقه کار رو هم بگيره بايد ۳ سال سابقه کار ارائه بده. درصورتيکه به عنوان مثال ACS حداقل ۴ سال سابقه کار می خواد و اگه سابقه کار شخص کم تر باشه اسس نمی شه.

 

دانشگاه برای اداره مهاجرت فرقی نمی کنه. فقط اين مهم است که مدارکتون بنا بر سوابق کار و شرح واحدهايی که گذرانده اید ارزيابی شود. برای ارزيابی چيزی که از همه مهمتر است اينه که از دانشگاهی که فارغ التحصيل شده اید قبلا مدارک افراد ديگری هم ارزيابی شده باشد وگرنه يک مقدار سخت مي گيرند.

 

هزينه های مربوط به ويزای تخصص شامل هزينه اسسمنت و هزينه مربوط به اداره مهاجرت می شه. هزينه اسسمنت که بستگی به موسسه ارزياب داره و هزينه اداره مهاجرت هم ۱۹۹۰ دلار استراليا هستش. يه هزينه کلاس زبان هم هست که آخر کار از افرادی گرفته می شه که تو تقاضانامه شون کسی هست که امتحان آيلتس نداده. مثلاْ همسرکه در حال حاضر ۲۷۶۵ دلار استراليا هستش. برای تشکیل پرونده ۱۹۹۰ دلار باید بردازید که فقط مربوط به یک تقاضانامه می شه و مهم نیست اپلیکیشن شامل چند نفر باشه. اگه تو تقاضانامه شخص بالای ۱۸ سالی باشه که آزمون آیلتس نداده باشه باید ۲۷۶۵ دلار بپردازید ، یعنی ۱۹۹۰ دلار همون اول گرفته می شه و ربطی به این نداره که بقیه افراد داخل تقاضانامه اسس شدن و یا آیلتس دادن یا نه. اين پول رو هم اگر همسرتون ۴.۵ نگرفته باشه موقع مديکالها بايد بپردازيد .

 

ثالثا : مطالبی در مورد ویزای کار و تعصیلات...به نقل از ویلاگ بریم استرالیا

در ايران ‌به افرادی اعطا می شود که بين ۱۸ تا ۳۰ سال سن داشته و حداقل مدرک فوق ديپلم را دارا باشند و بتوانند در امتحان IELTS حداقل نمره چهار و نيم را کسب نمايند. بر اساس شرايط صدور، اين افراد پس از دريافت ويزا قادرند تا سقف ۱۲ ماه در استراليا کار کرده و يا تا سقف چهار ماه تحصيل نمايند. چنانچه سن آنان کمتر از سی سال باشد ويزای کار و تعطيلات حداکثر تا سه سال قابل تمديد است.

 

بر اساس قانون استراليا،‌ دارندگان اين ويزا نمی توانند بيش از سقف ۶ ماه در يک کار باشند ودر ۶ ماه بعدی حتماً بايد محل کار خود را تغيير دهند، ‌در غير اينصورت، ويزای آنان از درجه اعتبار ساقط می شود و بايد استراليا را ترک کنند. گرفتن برگه عدم سوء پيشينه از نيروی انتظامی و داشتن ۵۰۰۰ دلار استراليا در حساب بانکی از ديگر شرايط ويزای کار و تعطيلات است. همچنين متقاضيان بايد از آزمايشات پزشکی سربلند بيرون آيند و از وزارت کار و امور اجتماعی تاييديه دريافت دارند.

 

ناصر نادری، مدير کل کاريابی وزارت کار در مرداد ماه سال ۸۵ در واکنش به اخذ پول از داوطلبان توسط دفاتر کاريابی در مصاحبه با ايرنا گفت که متقاضيان در صورت مراجعه به دفاتر کاريابی غير دولتی خارجی جهت ثبت نام و تشريفات اداری تا انعقاد قرارداد از پرداخت هرگونه وجهی با عنوان هزينه صدور ويزا معاف خواهند بود. به گفته او کاريابی‌های غيردولتی خارجی فقط مجاز هستند، در صورت انعقاد قرارداد يکساله يا بيشتر با کارفرمای استراليايی، فقط يک ماه حقوق دريافتی کارجو از کارفرما را به عنوان حق‌الزحمه در انتهای سال و يا در مدت يک سال به نسبت يک دوازدهم، دريافت کنند.

 

دولت استراليا با اين شروط زيرکانه راه را برای اعلام درخواست پناهندگی سياسی و اجتماعی دارندگان ويزای کار و تعطيلات بست زيرا اولاً ارائه برگه عدم سوء پيشينه بدين مفهوم است که فرد هيچ گونه مشکل سياسی ويا مذهبی با دولت ايران نداشته و ثانياً تاييديه وزارت کار، به منزله آگاهی دولت ايران از خروج چنين فردی از کشور به عنوان نيروی متخصص است. از سوی ديگر، دولت استراليا توانست با اعطای چنين ويزايی منافع مادی زيادی را نصيب کشور خود سازد. دارندگان ويزای کار وتعطيلات ميزان بيشتری ماليات نسبت به شهروندان استراليايی - در حدود سی درصد درآمد خود- به دولت می پردازند.

 

بازگشت به ايران

آمارهای اداره مهاجرت استراليا نشان می دهد که از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۶ تنها ۱۰۵۰ ويزای کار وتعطيلات برای سه کشور ايران، شيلی و تايلند صادر شده است و چنانچه خوشبينانه سهم ايران را ۶۰ درصد اين ميزان يعنی ۶۳۰ نفر تخمين بزنيم در می يابيم که ساليانه بطور متوسط حدود ۲۰۰ نفر ايرانی تحصيل کرده به استراليا اعزام شده اند تا از سر ناچاری در مشاغلی همچون نقاشی ساختمان، صافکاری، ظرفشويی، پخش تراکت های تبليغاتی ، کارهای ساختمانی و مشاغلی از اين دست مشغول به کار شوند. کارهايی که به هيچ وجه نيازی به داشتن مدرک دانشگاهی ندارد.

 

از طرفی ديگر،‌ در حالی که ميليون ها جوان بيکار در ايران وجود دارد،‌ به نظر نمی رسد يافتن ۶۳۰ کار عمدتاً غير مرتبط ، در ظرف مدت سه سال برای ۶۳۰ جوان دانشگاهی ايرانی بتواند گرهی از معضلات بيکاری جوانان باز کند. تازه در اين ميان برخی از دارندگان ويزای کار و تعطيلات،‌ بويژه خانمها ، به علت فشارهای زياد غربت و پس از صرف ميليونها تومان هزينه، چند هفته ای بيشتر در استراليا دوام نمی آورند و به ايران باز می گردند.

جسته و کریخته از همه جا راجع به استرالیا - 4

 از وبلاگ مهاجران استرالیا نویسنده !!!! مطالب اقای رضا رهنما  –

سارق مطالب مارکوپولو ( یعنی من!!! )

 

تغییر قانون مربوط به ویزای Skilled و تغییر در جدول امتیازات

 

از تاریخ 31 آگست 2007 تغییراتی در نحوه امتیازبندی متقاضیان بوجود خواهد آمد که بسیار مهم است لازم است دوستانی که هنوز اقدامی نکرده اند بدانند  شرایط داره سخت تره میشه ....اهم آن  تغییرات عبارتست از :
امتیاز زبان :
آیلتز 7 : 25 امتیاز
آیلتز 6 : 15 امتیاز
MODL
باشی و سابقه کار دقیقا مرتبط داشته باشی و در 12 ماه گذشته در آنجا مشغول باشی و 2 و پیشنهاد کاری از شرکتی با بیش از 10 کارمند تمام وقت : 20 امتیاز
MODL باشی و سابقه کار دقیقا مرتبط داشته باشی و در 12 ماه گذشته در آنجا مشغول باشی : 10 امتیاز
امتیازات مربوط به شغل و سن کماکان به قوت خود باقیست
البته درخواستهائی که قبل از تاریخ فوق رسیده باشند همان امتیاز بندی قبلی است.


سایر جزئیات را در پیوند زیر بخوانید
:
http://www.immi.gov.au/skilled/general-skilled-migration/changes/_pdf/GSMchange_points-test.pdf


حمل و نقل در استرالیا

 

از پرت تا سیدنی (یابلعکس):
با قطار : تقریبا دو روز و 16ساعت - قیمت : 670 دلار ؟؟؟ با هواپیما : تقریبا 6ساعت - قیمت : حداقل 270 دلار
از بریزبین تا سیدنی (یابلعکس):
با قطار : تقریبا 14 ساعت - قیمت : 75 دلار با هواپیما : تقریبا یک ساعت و نیم - قیمت : حداقل 110 دلار
از ملبورن تا سیدنی (یابلعکس):
با قطار : تقریبا 13 ساعت- قیمت : 75 دلار با هواپیما : تقریبا یک ساعت و نیم قیمت : حداقل : 140 دلار

برای اطلاعات تکمیلی به سایتهای زیر مراجعه کنید :

 
هواپیمائی استرالیا :

http://www.qantas.com.au/regions/dyn/home/qualifier-region-au


قطار ها و نقشه راه آهن استرالیا :
http://www.railmaps.com.au/austrail.htm

 

اخبار جدید مهاجرت به استرالیا

سلام دوستان...

خبر جدید اینکه از اول سپتامبر ۲۰۰۷ شرایط مهاجرت برای گروه تحصیل کرده ها سخت تر میشه....ایلتس ۷ می خواهند...نمرات مربوط به زبان های دیگر ( ۵ نمره ) حذف می شه و بر تجارب کاری و سوابق تحصیلی اهمیت بیشتری داده می شه....در چند روز اینده اخبار کاملی در این زمینه براتون می گذارم اینجا...

جناب اقای رضا رهنما از وبلاگ  مهاجران استرالیا  این همه اعتراض نکن برادر من ...

به روی چشم... می گردم مطالب شما را  جدا  میکنم ٬ با خط مخصوص می گذارم اینجا٬ همه جا هم به وبلاگت لینک می دهم ٬که مبادا فکر کنی من دزد مطالب شما هسنم....و با حال من و ضعف فرهنگی من تاسف بخوری و احیانا وجود گلت را بیازاری ...ولی انصاف داشته باش خود شما هم این اخبار را از جایی میگیری....همیشه که ترجمه نمیکنی؟

در ضمن خوبه هر کدوم از دوستان که امدند سر زدند با دیدن عنوان مطالب فهمیدند من نویسنده اینها نیستم و از هر جا مطلبی به دستم رسیده اینجا گذاشتم... در ضمن با عرض معذرت اشتباها نظر شما به جای تایید پاک شد....و برای اینکه سو تفاهمی نشه گفتم این مطلب رو بذارم...که اگر احیانا بیای اینجا ببینی .....

دوستی از هند که دارای مدرک سسنا از هند بود سوالاتی پرسیده بود..دوست خوب شرایط تون  را در صورت اینکه زیر ۳۰ سال هستید با ویزای ۴۶۲ و در غیر اینصورت با ویزاهای ۴۵۷٬ ۱۳۶ یا ۱۳۷ مطابقت بدید....

دوستی هم در مورد ارتش کانادا سوالاتی کرده بود ...تا اونجایی که میدونم در مورد آمریکا با شرایط خاصی این حالت امکان داره ...اما در مورد کانادا باید تحقیق کنم......بعد نتیجه را به صورت کامل براتون اینجا می گذارم....