درباره کانادا - 4
تهران، ميراث خبر گروه بينالمللــ
کشور کانادا هرساله به هزاران مهاجر جديد خوشامد ميگويد. اما رفتن به کانادا در عين حال که فرصتي هيجانانگيز است، مبارزهاي بزرگ نيز هست.شرايط خوب تحصيلي، کاري، و رفاهي در کانادا در مقايسه با ساير کشورهاي جهان اين کشور را به مقصدي مطلوب براي مهاجرين بدل کرده است.سابقه مهاجرت ايرانيان به کانادا به سالهاي اول قرن بيستم و عمدتاً بعد از جنگ جهاني دوم ميرسد، زماني که تنها 12 نفر ايراني در اين کشور زندگي ميکردند و اين رقم بهتدريج افزايش يافت.
اما نخستين موج واقعي مهاجرين ايراني در سال 1970 به کانادا رسيد، و از آن به بعد يعني تا سال 1978 رقم مهاجرين از 100 نفر در سال به 600 نفر در سال رسيد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تعداد مهاجرتها به چند هزار نفر در سال رسيد و اين روند همچنان در طول جنگ عراق و ايران و تا سال 1995 ادامه پيدا کرد.تعدادي از مهاجرين براي تجارت به اين کشور سفر کردند و تعداد ديگري دلايل سياسي را براي مهاجرتشان عنوان کردند، هرچند که دليل واقعي آنان شايد ترس از جنگ بود. البته آنها با تغيير قانون مهاجرت در کانادا حمايت شدند و کشور مبدا که پيش از اين عاملي استرسزا براي مهاجران بود ديگر چندان اهميتي در امتياز بندي مهاجران نداشته و آنها را از نظر تحصيلي و شغلي دستهبندي ميکنند.حالا کانادا به کشوري چندفرهنگي تبديل شده و مهاجران را به حفظ فرهنگ و آداب و سنن خويش تشويق ميکند.
مهاجران ايراني معمولا تحصيلات خوبي دارند، باانگيزه و کارآفرين هستند. کاناداييها کم کم اين فکر را که ممکن است مهاجرين شغلهاي آنان را بگيرند از ذهن دور کردند و ايرانيهايي که وارد کانادا شدند اغلب در زمينه صادرات و واردات شروع به فعاليت کرده و کاناداييها را نيز استخدام کردند تا براي آنها کار کنند.در هر حال با توجه به عوامل گوناگون، جريان مهاجرت ايرانيان به کانادا همچنان ادامه دارد و ظاهرا متقاضي ايراني آن قدر زياد است که در فرمهايي که بايد براي درخواست مهاجرت پرکرد، در بعضي موارد به نکاتي خاص ايرانيان اشاره شده است، مثل ذکر شماره شناسنامه براي ايرانيان يا اتيکت فارسيزبان آدرس متقاضي.در اين ميان افرادي که موفق شدهاند اقامت گرفته و در کانادا زندگي کنند نقطه نظرات متفاوتي در مورد زندگي در اين کشور دارند.
عده اي معتقدند که در آنجا همه شرايط خوب است و به قول معروف "ملالي نيست جز دوري از ايران". اينان افرادي هستند که معمولا ابتدا براي تحصيل به کانادا رفته و سپس در آنجا اقامت گزيدهاند . از موقعيتي که به واسطه حضور خويش در آن کشور برايشان ايجاد شده راضياند و تنها "دوري" را عاملي ناراحتکننده ميدانند. آنها درجات بالاي علمي را کسب کرده و از نظر اجتماعي نيز در موقعيتهاي مناسبي قرار ميگيرند.
در مقابل اين افراد گروهي ديگر معتقدند زندگي در کانادا آن گونه که ميانديشيدند نيست. در شرايط مهاجرت نکات خوبي ذکر شده، اما در هنگام حضور در کشور اين که از کدام کشور ميآيند خيلي مهم است و حتي با بالاترين مدارک از معتبرترين دانشگاههاي کشور، اين امر که اهل کجا هستي و آيا قبلا در محيط انگليسيزبان کار کردهايد يا خير اهميت دارد. يعني شرايط براي آنها که از آسيا ميآيند سختتر است.اکثر مهاجرين ايراني به دليل هزينههاي بالاي زندگي ناچارند کارهاي پارهوقتي مثل حمل پيتزا بگيرند که اين کارها عليرغم اين که درآمد بالايي دارد، اما گاهي به دليل بروز مشکلاتي از قبيل تکلم آنان به زبان انگليسي، مشکلاتي برايشان به وجود ميآورد که ضررهاي بزرگتري به آنان ميزند.
مورد ديگري که شايد به نظر عدهاي از مشکلات مهاجرين کاناداست اين است که کودک از دوران نوزادي تحت نظر و مراقبت دولت است و هرماه مقرري از دولت بابت او دريافت ميشود، بنابراين گويي فرزند متعلق به دولت است و والدين هيچ حقي نسبت به او ندارند و اين حالت براي شرقيها حس خوبي ايجاد نميکند.
به هرحال بر اساس آمار ارائه شده بيش از 12 % مهاجرين به کانادا را سرمايهداران و کارفرماياني تشکيل ميدهند که کار خودشان را دارند. آنها قادرند براي خود موقعيت کاري ايجاد کنند. اکثر رستورانها، نانواييها، شرکتهاي ساختماني، خشکشوييها، تعميرگاههاي ماشين و فروشگاههاي کامپيوتر را ايرانيان در کانادا راه انداختهاند، و بسياري از آنان موفق شدهاند شرکتها و مراکز خريد بزرگ را در کانادا بنا بگذارند. به لحاظ آماري، بعد از آلمانيها، ايرانيها دومين گروه بزرگ مهاجران تحصيلکرده در کانادا را تشکيل ميدهند.
ميانگين سني اکثر مهاجران تا 39 سال است و تنها درصد بسيار کمي يعني حدود 7 % از آنان بالاي 60 سال دارند.ايرانيها در کانادا مدرسههاي فارسيزبان، اتحاديه مهندسين و معماران ايراني مقيم کانادا، مرکز فرهنگي ايرانيان و بسياري مراکز فرهنگي ديگر را تشکيل دادهاند.براي ايرانيانِ متقاضيان مهاجرت که به زبان فرانسه تسلط دارند، بخش "کبک" شرايط ويژهاي در نظر گرفته است. و اين مسئله براي فارغالتحصيلان نه چندان خوشاقبالِ اين رشته، فرصت و انگيزهاي است تا به فکر اقدام براي مهاجرت بيافتند.
يکي از اين درخواستکنندگان ميگويد با توجه به اين که خود و همسرش فرانسهزبان هستند و عليرغم شرايط خوب زندگي که در ايران دارند، تصميم گرفتهاند از حمايتهاي دولت اين منطقه از فرانسهزبانان استفاده کنند.در "کبک" که بخش فرانسهزبان کاناداست، تعداد فرانسهزبانان به شدت رو به کاهش گذاشته و از اين رو دولت به افراد فرانسهزبان امتيازات بيشتري داده است و آنها را در اولويت فهرست پذيرش مهاجر قرار ميدهد.
البته دانستن زبان ديگري مثل انگليسي و به عبارتي دوزبانه بودن نيز سبب گرفتن امتيازات بالاتر ميشود.براي افرادي که امتياز بالايي دارند تاکيد شده که مراحل رسيدگي به کارشان زودتر انجام ميشود و پس از آن که از "کبک" پذيرش گرفتند بايد براي اقامت در کانادا اقدام کنند.
در سايتهايي که اطلاعات مربوط به مهاجرت را اعلام ميکنند فرد ميتواند خود را به صورت آنلاين ارزيابي کرده و دريابد که داراي شرايط احراز اقامت هست يا خير. اين متقاضي ايراني ذکر ميکند که با تحقيقاتي که کرده هزينه زندگي در "کبک" براي يک خانواده 3 نفره با هزينههاي مسکن در حدود 1500 دلار کانادا در ماه است که از نظر او مبلغ مناسبي است. البته او بايد براي درخواستش پسانداز بانکي بيش از 12 هزار دلار براي خود و همسرش ارائه دهد.
در "مونترال" زبان رايج انگليسي شده و زبان فرانسه رو به نابودي است. در اين شهر و خيلي از شهرهاي کوچک کبک شرايط مهاجرت خيلي بهتر است. مونترال نسبت به شهرهاي ديگر اين بخش تچاريتر است و بقيه شهرها از جمله کبک شهرهاي کوچکتري هستند که امکانات کمتري هم دارند. مونترال سايت خوبي براي کاريابي دارد و بخصوص براي فرانسهزبانان در زمينههاي توريسم و ترجمه مشاغل خوبي ميتوان يافت.
اما قسمت فدرال کانادا يعني بخشي که شهرهاي اوتاوا، تورنتو و ونکوور را دربرميگيرد کاملا متفاوت است. ونکوور شهر آدمهاي پولدار در غرب کاناداست. و از نظر آب و هوايي نيز با شرق کانادا متفاوت است. اوتاوا پايتخت و مرکز سياسي کاناداست و تورنتو از شهرهاي پرجمعيت و پرتحرک است و در آن ميتوان بسياري از مراکز مربوط به ايرانيان مثل مسجد، رستوران، آژانسهاي هواپيمايي، کتابفروشي، و غيره را ديد. بيش از نيمي از ايرانيان مهاجر در بخش فدرال کانادا زندگي ميکنند و بيش از 15 % آنها در کبک.براي درخواست تشکيل پرونده مهاجرت بايد يا از طريق سفارت کانادا در ايران مدارک را براي مرکز خاورميانهاي اين کشور در دمشق ارسال کرد و يا مستقيما به خود سفارت کانادا در دمشق مراجعه کرد و از آنجا که سفارت کانادا در ايران به دليل اين که مسئوليت رسمي در اين کار ندارد، در قبال دريافت مدارک هيچ رسيد يا تضميني نميدهد، با وجود اين که مدارک مفقود نخواهد شد، اما راه مطمئنتر اين است که مدارک را مستقيما به دمشق ارسال کرد.
بايد سعي کرد که در همان مرحله اول تمام مدارک کامل باشد، زيرا با وجود اين که رسيدگي به هر مرحله از پرونده تقريبا 3 ماه طول ميکشد اگر مدارک ناقص باشد ممکن است اين مراحل تا سالها ادامه پيدا کند.علاقهمندان به مهاجرت به کانادا ميتوانند گروههاي مختلفي را انتخاب کنند. و البته پيش از آن بايد بدانند چگونه شروع کنند و براي ورود به بازار کار اين کشور آمادگي پيدا کنند و درباره زندگي در کانادا و منطقهاي که ميخواهند براي زندگي انتخاب کنند اطلاعات بيشتري دريافت کنند.اين گروهها شامل خانوادگي، مستقل، و پناهندگي است. مهاجران مستقل شامل کارگران ماهر، کارآفرينان، سرمايهگذاران، و دارندگان مشاغل آزاد هستند مثل هنرمندان که تخصص خود را دارند و ميتوانند در هرجايي آن را انجام دهند.
تا سال 2001 آمار مهاجرين کانادا به بيش از 250345 رسيد که شامل 66644 نفر از طريق خانوادگي، 137085 نفر کارگر ماهر، 15845 نفر سرمايهگذار، کارآفرين يا شغل آزاد، 2869 نفر که توسط دولت کانادا حمايت ميشوند و 27894 نفر که عنوان پناهنده دارند.در فاصله سالهاي 1996 تا 2000 ده کشور مبدا مهاجران کانادا به ترتيب چين، هند، پاکستان، فيليپين، کره جنوبي، سريلانکا، آمريکا، ايران، يوگسلاوي و بريتانيا بودهاند. اين در حالي است که تا پيش از سال 1981 اين کشورها به ترتيب بريتانيا، ايتاليا، آمريکا، آلمان، پرتغال، هلند، هند، لهستان، چين، و يوگسلاوي بودهاند.در ايران هزينه ويزاي اقامت در کانادا 640 دلار است و براي تشکيل پرونده براي متقاضي مهاجرت بطور مستقل بايد 330 دلار پرداخت. اين هزينه براي تشکيل پرونده همسر و بستگان 19 سال به بالا 330 دلار و براي وابستگان زير 19 سال 65 دلار است . هزينه تشکيل پرونده براي متقاضي مهاجرت از طريق سرمايهگذاري 655 دلار است.
کانادا، بهشت مهاجران ایرانی - تهران – ميراث خبر - جاذبه هاي گردشگري، شهاب ميرزايي –
موسسه «گروه وكلا و مشاورين مجرب كانتينانتال» هفت سال است كه در حوزه مهاجرت به كانادا فعاليت مي كند. درباره شرايط و ضوابط انواع مهاجرتها اعم از دانشجويي، اقتصادي و ... با «علي قانعي» مدير اين موسسه گفتگو كرده ايم.
1- كشور كانادا از چه زماني مهاجرپذير شده است؟
به نظر من از زماني كه اين قاره توسط كريستف كلمبوس ايتاليايي كشف شد و آمريكو وسپوسي نام آن را آمريكا نهاد.
2 - دلايل اين مهاجرپذيري چيست؟
وسعت بيش از حد اين كشور كه دومين كشور وسيع جهان است و جمعيت پايين اين كشور. كانادا فقط 30 ميليون جمعيت دارد كه براي كشوري با اين وسعت بسيار پايين است. كانادا آن قدر وسيع است كه از خليج هالي فاكس در شرق تا ونكوور در غرب آن 7 ساعت طول پرواز ميشود. يعني 2 ساعت بيشتر از مسير تهران - فرانكفورت.آنها به جمعيت بيشتري احتياج دارند تا پول بيشتري با خود به آنجا بياورند و ماليات بيشتري بگيرند، درآمد سرانه كشور بالاتر برود و مردم ماليات كمتري بدهند.
3 - آيا مخالفتي با مهاجرت دركانادا مانند اروپا وجود دارد؟
احزاب ليبرال، ان دي پي و باقي احزاب موافق هستند و فقط حزب راستگراي آنجا مخالف مهاجرت است.
4 - از چه كشورهايي بيشتر به كانادا مهاجرت كردهاند؟
چين، كره، ويتنام، فيليپين، هند، كشورهاي خاورميانه مانند ايران، عراق، افغانستان، پاكستان و مصر. بعد از فروپاشي از اروپاي شرقي هم به اين كشور زياد مهاجرت كردند.
5 - مهاجرت چه كساني پذيرفته ميشود؟
آنها به چهار گروه پناهندگي مي دهند. گروه اول پناهندگان، يعني كساني كه جانشان در كشور مبدا در خطر باشد و اين را ثابت كنند. گروه دوم كساني كه براي استخدام به آنجا ميروند. معمولا طيف تحصيلكرده چنين تقاضايي دارند. گروه سوم، گروههاي اقتصادي هستند. كساني كه كارآفريني و سرمايهگذاري كنند و گروه چهارم، كمكهاي بشردوستانه است. يعني اينكه كسي در كشور خود احساس بيپناهي و تنهايي بكند و از دولت كانادا كمك بخواهد. اين يكي خيلي كم اتفاق ميافتد، اما هست و گروه پنجم، فاميلي گروب اسپانسر نام دارد. يعني اينكه طرف اعضاي خانواده كانادا باشد و همگي از دولت كانادا درخواست كنند كه اجازه دهد فرد باقي مانده در كشور مبدا آنجا بيايد. اين شامل اين ميشود كه مرد، زنش را بياورد يا فرزندش را و همچنين بالعكس.
6 - امتيازبندي ها بر چه اساسي است و چطوري؟
100نمره دارد و هر كس 67 امتياز بگيرد قبول است.6 عامل امتيازدهي وجود دارد. 1- سن، 2- تحصيلات، 3- تجربه كاري، 4- زبان، 5- پيشنهاد شغل از كانادا، 6- قابليت انعطاف براي پذيرفته شدن در جامعه كانادايي.
7 - قابلیت انعطاف براي پذيرفته شدن در جامعه يعني چه؟
يعني اينكه مثلا تحصيلاتش در كانادا باشد، فاميل در آنجا داشته باشد، همسرش تحصيلكرده باشد و كاري كه توانايي انجامش را دارد در كانادا به آن نياز باشد. كه همه اينها به پذيرش فرد در جامعه كانادا كمك كند.
8 - من شنيده ام كه فرد درخواست كننده بعد از پذيرش بايد در كانادا يك حساب بانكي هم به نام خودش داشته باشد.
بله، اين حساب بايد 10 هزار دلار باشد كه البته شما ميتوانيد با كمك دوستان و اقوام يا شركتهاي مهاجرت موقتا اين مبلغ را در بانك تا زمان تاييد بگذاريد. البته راهكارهايي هم وجود دارد كه مقداري از اين مبلغ را دولت به شما وام بدهد.
9 - هر كدام از فكتهايي كه نام برديد، چند امتياز دارند؟
سن 10 امتياز. تحصيلات 25، تجربه كار 21 ، زبان 24، پيشنهاد شغل 10 و انعطاف براي پذيرش 10 امتياز .
10 - آيا 11 سپتامبر در امر مهاجرت به كانادا تاثير گذاشت؟
بله، بعد از آن به نوعي كمي شرايط سخت تر شد، آنها اكنون افراد كمتري را از كشورهاي مسلمان و خاورميانه مي پذيرند و زمان پذيرش هم طولاني تر شد. قبلا براي پذيرش دولت فدرال 18 ماه زمان لازم بود. الان اين زمان 5 سال شده است. اما راهكار جديدي هم وجود دارد و آن پذيرش توسط ايالت هاست. الان از طريق ايالت ها مي شود بين 6 تا 8 ماه پذيرش را گرفت. در واقع كانادا اين سختگيري ظاهري را به خاطر سياست هاي ديپلماتيك و هم ذات پنداري با آمريكا انجام داده است. ولي از طرفي چون به مهاجران احتياج دارد، راه فرار را هم بازگذاشته است.
11 - براي پذيرش شرايط، دمشق بهتر است يا دبي يا آنكارا؟
فرقي نميكند. البته سفارت كانادا جديدا اعلام كرده است كه همگي بايد به سوريه بروند.
12 - متاهل بودن، مجرد بودن، يا زن و مرد بودن تاثيري مثبت يا منفي در امر پذيرش دارد؟
خير، دولت كانادا اين مسايل برايش فرقي نمي كند. مگر اينكه كسي ثابت كند به اين دليل در كشور مبدا دچار مشكل جدي هست.
13 - آيا فردي كه در كانادا دانشجو بوده، اين امر به پذيرشش كمك ميكند؟
بله، اين قضيه در امر مربوط به انعطاف تا حدودي موثر است.
14 - آيا اگر دو نفر با يكديگر نامزد باشند و هنوز با يكديگر ازدواج نكرده باشند و يكي از آنها در كانادا باشد، ميتواند ديگري را هم ببرد؟
بايد فرد به صورتي ثابت كند كه با يكديگر زندگي مشتركي داشته اند. در داخل كانادا به كساني كه مشترك با يكديگر زندگي ميكنند، كامولا ميگويند و كساني كه ازدواج ميكنند، ارنج منج ناميده ميشوند. قوانين ارث كه براي گروه پايين صدق ميكند، براي بالايي هم صدق ميكند. اما بالاخره آنها بايد مدركي را ببينند تا وجود زندگي مشترك را بپذيرند.
15 - بعد از تغيير و تحولات اخير آيا در امر مهاجرت از ايران به كانادا تغيير محسوسي رخ داده است؟
بله، تعداد مراجعه كنندگان زياد شده يعني تقاضا بالا رفته اما پذيرش،فرقي نكرده است.
16 - آنها چه مدرك زباني را قبول دارند؟
IELTS
17 - شرايط پذيرش دانشجويي چيست؟
هر دانشگاه قوانين و مقررات خاص خودش را دارد.
18 - براي كارآفريني چه كار بايد كرد؟
كارآفرين بايد با خود 300 هزار دلار براي ايالتها و800هزار دلار براي پذيرش از طرف دولت فدرال به كشور كانادا بياورد تا ثابت كند كه ميخواهد به اقتصاد اين كشور كمك كند و براي ديگران درآمدزايي كند. البته ايالت به ايالت قوانين با يكديگر فرق ميكند.
19 - سرمايه گذار چه كسي است؟
كسي است كه در كانادا خانه، مغازه يا زمين مي خرد. قوانين ايالت به ايالت فرق مي كند. قوانين در كانادا مانند ايران پيچيده و مبهم نيست و آنها از تمام اين موارد استقبال مي كنند.
20 - هزينه ها چقدر مي شود؟
براي يك دانشجو 2000دلار و براي ديگران بين 4000دلار تا 5000دلار.
21 - چند نفر ايراني در كانادا زندگي ميكنند؟
آمار دقيقي وجود ندارد ولي در حدود 400 هزار نفر مي شود.
22 - ايرانيها در چه قسمتهايي از كشور كانادا زندگي ميكنند؟
در تمامي ايالتها هستند، بريتيش كلمبيا، آلبرتا، مانيتوبا، اونتاريو، كبك، نيوبرانزويك و نوا اسكوچيا كه 7 ايالت كانادا هستند.
23 - تعداد آنها در كجا بيشتر است؟
در شهرهاي اتاوا، تورنتو و ونكوور.
24 - احتمالا در ايالتهاي انگليسي زبان بيشتر هستند تا ايالت فرانسوي زبان كبك؟
الان آره و جالب است بدانيد كه اولين مهاجران ايراني در ايالت كبك و در مركز آن مونترآل زندگي كردند.
25 - چه كساني بيشتر به شما مراجعه مي كنند؟
پولدارها و تحصيلكرده ها. طبقه بالا و طبقه متوسطه. البته به نظر من اگر شرايط پذيرش راحت شود، فكر كنم 70% جمعيت ايران دوست دارند به كانادا سفر كنند.
26 - چرا بسیاری کانادا رابه عنوان مقصد مهاجرت خود انتخاب می کنند؟ مگر زندگی درکانادا چه مزایایی دارد؟
کانادا تنها کشوری در جهان اول است که همه ساله به طور متوسط دویست و پنجاه هزار نفر مهاجر می پذیرد. این خطه برای بسیاری از مهاجران تبدیل به سرزمین فرصت ها گشته است، خواه برای کسانی که جویای علم هستند، خواه کسانی که در صدد فرصت های سرمایه گذاری در سطوح برون مرزی برای دوران بازنشستگی می باشد و خواه کسانی که صرفاً به دنبال کیفیت بهتر و بالاتر زندگی و تجربه کردن محیطی دیگرگونه اند .شاید که هدف زندگیشان در جای دیگری به انتظارشان نشسته است . کانادا دومين کشور پهناور جهان با جمعيتي حدود 30 ميليون نفر , سي و پنجمين کشور پر جمعيت جهان است . اين کشور از سوي سازمان ملل متحد براي چندمين سال متوالي رتبه اول را بعنوان بهترين کشور دنيا براي زندگي کسب کرده است.
علاوه بر زيبايي و محيط زيست سالم , کانادا به جهت داشتن فرهنگهاي مختلف قومي و نژادي و برخورد يکسان همه آنها از حقوق و آزادي ها به خود مي بالد . چرا که تنها يک دموکراسي با ثبات , توانايي ارائه چنين حقوقي را داراست .علاوه بر استاندارد بالاي سطح زندگي در کانادا , برخورداري از امنيت حتي در مراکز بزرگ شهري , خدمات پزشکي عمومي و رايگان , سيستم بانکي بسيار منظم , آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مدرن و همچنين فرصت طلايي جهت ايجاد بيزينس هاي موفق باعث شده که اين کشور همواره خواستگاه مهاجرين بوده و باشد.
کانادا یکی از زیباترین کشورهای دنیاست. مناظر طبیعی و گردشگاه های حفاظت شده این کشور در دنیا بی نظیرند. کانادا با داشتن بزرگترین مجموعه دریاچه ها و رودخانه های پر خروش آب شیرین دنیا و هزاران کیلومتر مربع جنگل های دست نخورده همیشه سبز کاج و ...بلوط، به عنوان میراث زیست محیطی دنیا شناخته شده است.